هر ساله در همه جهان و بهويژه در بازيهاي جهاني و در همه كشورهاي اروپايي دويي بهنام ماراتن انجام ميشود كه كمتر كسي از ريشه آن آگاه است. سياست بازان مردمفريب باخترزمين، كه دشمني ديرينه با ايران و ايراني دارند، آنرا شكست سپاه داريوش بزرگ از يونان ميدانند.
بدينگونه به مردم سادهدل و ناآشناي خود به تاريخ، پذيراندهاند كه در اين روز پس از شكست ارتش ايران مردي از دشت ماراتن تا آتن يكسره دويد تا آتنيان را از پيروزي ارتش يونان و نابودي ارتش ايران آگاه سازد.
اينان با اين دروغ ميخواهند هميشه پردهاي برروي خواريهاي خود در شكستهاي پياپي يونان و روم دربرابر ارتش پارس كه برجهان فرمانروايي ميكرد بكشند.
همميهمانان گرانمايه و ايرانی بايد اين رويداد را آنچنان كه هست بدانند تابراي ناآشنايان بازگو نمايند ودست سياستبازان باختر و فرمانروايان دشمن ايرانزمين را جلوي خويش باز نمايند.
داستان چنين است كه :
در آتن مردي نيرومند يك دنده وخودخواهي به نام پيزيشترات فرمانروايي ميكرد كه پس از او پسرش به نام هيپارك به فرمانروايي ميرسد و همان روش خودخواهانه پدر را دنبال ميكند ولي به دست دو تن از دشمان خود كشته ميشود. برادر او به نام هيپاس جانشين برادر ميشود وبر اريكه فرمانروايي يونان مينشيند.
دشمنان او از اسپارت ياري ميخواهند تا براو بشورند . اسپارتيها به ياري ميآيند وبا دزديدن زنان و فرزندان خانواده هيپاس او را واميدارند تا آتن را رها كند. هيپاس ناگزير از آتن ميرود و به درگاه داريوش بزگ پناهنده ميشود و از او ياري ميخواهد تا تاج وتخت آتن را به او بازگرداند.
داريوش بزرگ شاهنشاه ايرانزمين، سپاه اندكي كه بيش از سيهزار تن نبود، به فرماندهي سرداري كرد از مادها به نام ماديس همراه هيپاس رهسپار يونان ميكند. ارتش يونان به فرماندهي ميليتاد در دشت ماراتن به سپاه ايران روبهرو ميشود و جنگي سخت درميگيرد.
هرودوت مينويسد كه :
ایرانیان در نخستين برخورد به ميانه ارتش يونان تاختند و آنرا از هم شكافتند و در هم ريختند و ارتش يونان را دو تكه نمودند و با دلاوريهاي ستايشآميز ماديس سردار ایرانی، ارتش يونان دچار شكستي سخت ميشود و از هم ميپاشد. دراين پيكار ستينيلايوس فرزند تراسيلاتوس و همچنين يكي ديگر از سرداران يونان به نام پولمارت كشته ميشوند ودست سيترير فرزند اوفوريون از بازو جدا ميگردد.
دراين نبرد بسياري از سرداران يونان به خاك ميافتد وسپاه ايران پيروزمندانه به سوي آتن روانه ميشود. هنگامي كه سپاه ايران به دروازههاي آتن ميرسد شوربختانه داريوش بزرگ درميگذرد. پس از داريوش، خشاريارشاه آتن را ميگيرد و يونان را بخشي از ايران ميكند.
امروزه باختريان به دشمني با ايران، جنگ ماراتن را شكست ايران و پيروزي يونان بهشمار آورده و سربازي خیالی را كه خبر شكست يونان رابه آتن آورده بود، نويد بخش پيروزي يونان به شمار ميآوردند.
پایه تاریخی دوی ماراتن چیست؟
نبرد ماراتن در سال 490 پیش از میلاد رخ میدهد. ظاهرا در آن جنگ ایرانیان شکست خورده و سربازی پیام پیروزی را برای آتنیها می¬برد. سرباز تمام راه را دویده و پس از رسیدن به شهر فریاد میزند: ما پیروز شدیم و میافتد و میمیرد!!! داستان زیبایی است. غرب که همیشه مدعی استدلال علمی است این خالی¬بندی را به عنوان نماد آغاز پیروزی غرب بر شرق پذیرفته است و روشنگریهای پژوهشگران غربی برای عوض کردن این دیدگاه، راه به جایی نبرده است.
داستان ماراتن را به شکلی که برایتان گفتم، اولینبار پلوتارک (Plutarch) بیان داشته است. جالب است بدانید در داستانی که پلوتارک ذکر کرده، سربازی به نام PhiLippides خبر پیروزی بر ایرانیان را با طی مسافت 26 مایل (41 کیلومتر و 842 متر) از ماراتن به آتن برده و در همانجا میمیرد! نکته جالب داستان اینست که گزارش کننده آن یعنی پلوتارک داستان آن پیروزی را که امروز غرب برای آن کلی هیاهو راه میاندازد 500 سال پس از وقوع آن نوشته است!!!
حال پرسش اینست که این داستان را پلوتارک از کجا در آورده است؟ آیا ریشهای دارد؟
کسی که پیش از پلوتارک به داستان ماراتن اشاره کرده، هرودوت است. هرودوت 6 سال پس از نبرد ماراتن به دنیا آمده و چکیده داستان ماراتن او در چند جمله اینگونه است:
ایرانیها به راهنمایی یک یونانی به نام هیپیاس (Hippias) در دشت ماراتن پیاده شدند. خبر به آتنیها رسید. آنها پیامرسانی به نام فىدىپيديس (Pheidippides) را به اسپارت فرستادند تا از آنها کمک بخواهد. او دو شب و دو روز می¬دود تا به اسپارت در 145 مایلی!!!!! ماراتن برسد. خبر حمله ایرانیها به اسپارتیها داده می¬شود ولی آنها تمایلی به کمک به آتنیها ندارند. دوباره فیدیپیدیس همان 145 مایل را طی کرده و خبر کمک نکردن اسپارتیها را به ماراتن میبرد!!!!
داستانی پرخنده شد. هرودوت معتقد است پیامرسان آتنی 145 مایل دویده!! یعنی 233 کیلومتر و 354 متر!!!!! جالبتر اینکه همین مسیر را دوباره برگشته!!!
داستان جالبتر میشود وقتی میبینیم پلوتارک قاصدش را پس از جنگ و برای فرستادن خبر پیروزی به آتن میفرستند و قاصد او کمجون است و پس از طی 26 مایل میمیرد! ولی هرودوت قاصدش را پیش از جنگ، نه به آتن بلکه به اسپارت میفرستد، و نه برای فرستادن خبر پیروزی، که برای درخواست کمک!! او 233 کیلومتر را میدود خبر می برد و 233 کیلومتر برمیگردد و خبر میآورد ولی بر خلاف قاصد پلوتارک نمیمیرد!!!!
میبینید که پایه ماراتن امروزی بزرگداشت دروغهای یونانیان است، البته نسخه پلوتارکی آن، نه به خیال پورپیرار نسخهی هرودوتی! اگر قرار بود بر اساس داستان هرودوت، دوندگان شیفته تمدن غرب بدوند بایستی بیش از 466 کیلومتر میدویدند!
اگر چه مسافت دوی ماراتن چندان دقیق نیست و تا حدی اختیاری است، ولی غربیها تلاش کردهاند بر اساس نظر پلوتارک عمل کنند یعنی فاصله ماراتن تا آتن. یک پرسش اگر بر اساس گفتههای پلوتارک هم عمل کنند بایستی 26 مایل یعنی فاصله ماراتن تا آتن را بدوند پس 22/0 مایل اضافی از کجا آمده است؟ خیلی ساده است: در المپیک 1908 لندن، برای اینکه مامان انگلیسیها یعنی ملکه و بر و بچ بتوانند به راحتی خط پایان را ببینند 385 یارد به 26 مایل اضافه شد و امروزه دوندگان دوی ماراتن، 42 کیلومتر و 195 متر میدوند تا هم یاد ماراتن را زنده نگهدارند و هم به روح ملکه صلوات بفرستند!! به همین سادگی دوی ماراتن 22/26 مایل یا 42 کیلومتر و 195 متر شد!!
هرچند که تحت تاثیر تبلیغات یونانیها، دنیای غرب، ایرانیها را با واژههایی زشت مثل بربرها یاد میکند ولی کم کم این تبلیغات پر شر و شور یونان پرستانه رو به افول است. زمانیکه نمایشگاه شکوه پارسی در موزه لندن برگزار شد نمودهایی از ایران ستیزی را در روزنامهها و مجلات لندنی مشاهده کردید که پورپیرار بیگانهپرست مشتاقانه یکی از آنها را در تارنمایش منتشر کرد! ولی یادش رفته بود که مدتهاست عربده میکشید که غربیها این تاریخ را نوشتهاند!! مدتها از طرفداری غربیها از هخامنشیها حرف زده بود!!
(خدایا سپاس این نعمت چگونه بهجای آورم، که دشمنان ما را از بیخردان آفریدی؟ از گذشتهها گفتهاند که دروغگو کمحافظه است.)
همگان دیدند که این غربیانِ به اصطلاح طرفدار هخامنشیان، چگونه به سخنرانیهای مدیران موزه لندن پاسخ دادند زمانیکه آنها هدف موزه را پاسخ به دورغهای یونانیان در مورد پارسیان اعلام کردند.
بخشی از این نوشته برگرفته ار تارنگار
ذوالقرنین است.
نوشته شده توسط مطهره در یکشنبه 1385/10/10 و ساعت 8:43